✿✿✿رز مـــشــکــی✿✿✿
ترجیح میدم ... تا مردم به خاطر کسی که هستم ... از من متنفر باشند... تا به خاطر کسی که نیستم ... به من عشق بورزند... خیلی بده احساس کنی مثل شمعی !... و بعد با یک فوت خاموشت میکنند ..... تنهایی ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯿــﻦ ﺁﺩﻣــﺎﯾﯽ ﺑـﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﻭﻟــــــﯽ ﮐــﻨﺎﺭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺎﺕ ﻧﯿـــــﺴﺘﻦ به انتهای بودنم رسیده ام… شاید آرام تر میشدم.... چه فرقی می کند... چـند وقتیست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه ناباور خیال پرست
صفحه قبل 1 ... 39 40 41 42 43 ... 58 صفحه بعد
فقط وقتی برق رفت می آیند سراغت....
از این ستون تا آن ستون
هیـــــــچ فرجی نخواهد شد ...
وقتیکه دلت برایم تنگ نمی شود
اما …
اشک نمی ریزم…
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند…
فقط و فقط ……..
اگر میفهمیدی…..
حرفهایم به همین راحتی که می خوانی
نــــوشته نشده اند!!
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد،
تو هم دلقکی..!
هــر چــه مـی گــردم
هیــچ حرفــی بهتـــــر از سکــوت پیدا نمی کنــــم ...
نگـاهـــم امــا ...
گاهــی حرف می زند
گاهــی فریــاد می کشـــد .....
و من همیشـــــه به دنبــــال کســـی می گردم
کــه بفهمــد یک نگـــاه خستـــه
چــه می خواهـد بگویـد ...
Design By : behnam.com |